تست کاربری بدون بودجه و آزمایشگاه
تست کاربری در ذهن بیشتر تیمها یعنی آزمایشگاه، دوربین و گزارش پنجاهصفحهای. در عمل، نشستن کنار پنج نفر و تماشای استفادهشان، بیشتر مشکلات قابل رفع را نشان میدهد.
چرا پنج نفر
مشکلات جدی رابط معمولاً پرتکرارند. نفر اول و دوم بیشترشان را نشان میدهند و نفرات بعدی همانها را تکرار میکنند. بعد از پنج نفر، نرخ کشف چیز جدید بهشدت افت میکند. بهتر است دو دور پنجنفره با یک اصلاح در میان انجام دهید تا یک دور بیستنفره.
کار بدهید، نه نظر بخواهید
نپرسید «نظرت دربارهٔ این صفحه چیست؟» بگویید «فرض کن میخواهی برای یک دفتر دهنفره استعلام قیمت بگیری؛ شروع کن.» نظر، ادب و تعارف میآورد. کار، رفتار واقعی میآورد.
سختترین بخش: ساکت ماندن. وقتی کاربر گیر میکند، غریزه میگوید کمکش کنید. همان لحظهٔ گیر کردن، ارزشمندترین دادهٔ کل جلسه است.
بخواهید بلند فکر کند
از کاربر بخواهید هرچه از ذهنش میگذرد بگوید: دنبال چه میگردد، چه انتظاری از این دکمه دارد. جایی که انتظارش با نتیجه نمیخواند، دقیقاً همانجایی است که باید اصلاح شود.
چه چیزی را یادداشت کنید
نه نظرها را، بلکه اینها را: کجا مکث کرد، کجا چیزی را دو بار زد، کجا اسکرول کرد و برگشت، و کجا چیزی گفت که با آنچه روی صفحه است نمیخواند. زمان انجام کار را هم ثبت کنید.
روی کاغذ هم میشود
لازم نیست منتظر نسخهٔ کارکردنی بمانید. با چاپ وایرفریم روی کاغذ و پرسیدن «برای این کار کجا را میزنی؟» میتوان بخش بزرگی از مشکلات ساختاری را پیش از نوشتن یک خط کد پیدا کرد.
بعدش چه میشود
فهرست مشکلات را بر اساس اینکه چند نفر به آن خوردند و چقدر جدی بود مرتب کنید. سه مورد اول را درست کنید و دوباره تست کنید. گزارش مفصل ننویسید؛ کسی نمیخواند.